تبلیغات
علمی و اموزشی - داستان جوان گمنام
 
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مجید زاهد نمازی
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
علمی و اموزشی




جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد آمد.

جوان به امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد، به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .
روزی گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت. گفت: (( تو در شوق رسیدن به دختر پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج با دخترش را از تو خواست ، از آنفرار کردی؟ ((
جوان گفت: (( اگر آن بندگی دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانهء خویش نبینم؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 مرداد 1391 :: نویسنده : مجید زاهد نمازی
نظرات ()
شنبه 18 شهریور 1396 02:01 ب.ظ
Good article! We will be linking to this great article on our website.
Keep up the good writing.
جمعه 13 مرداد 1396 07:25 ق.ظ
If some one desires to be updated with latest technologies after that he must be pay
a visit this site and be up to date all the time.
یکشنبه 11 تیر 1396 04:23 ق.ظ
I drop a leave a response when I like a post on a website or if
I have something to valuable to contribute to the discussion. It's caused by the sincerness communicated in the
article I browsed. And on this article علمی و
اموزشی - داستان جوان گمنام. I was actually moved enough to drop
a leave a responsea response ;-) I do have a
few questions for you if it's allright. Could it be just me or does it seem like a few of the responses look as if
they are written by brain dead folks? :-P And, if you are writing on additional online sites,
I would like to keep up with you. Could you make a list every one of all
your public pages like your twitter feed, Facebook page or linkedin profile?
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 06:43 ق.ظ
Hola! I've been following your site for a while now and finally
got the bravery to go ahead and give you a shout out from
Austin Tx! Just wanted to mention keep up the
fantastic work!
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 06:59 ق.ظ
I am not sure where you are getting your information, but great topic.

I needs to spend some time learning more or understanding more.
Thanks for fantastic info I was looking for this
information for my mission.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:58 ب.ظ
Its such as you read my mind! You seem to understand
so much approximately this, such as you wrote the e book in it or something.
I feel that you just could do with some % to drive the message home
a bit, however other than that, that is excellent blog. An excellent read.
I will certainly be back.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:47 ب.ظ
Helpful info. Fortunate me I discovered your
site unintentionally, and I am shocked why this twist of fate didn't took place in advance!

I bookmarked it.
جمعه 18 فروردین 1396 07:41 ب.ظ
I used to be recommended this website by way of my cousin. I am
now not certain whether or not this put up is written by means of him as no one else recognize such distinctive
approximately my trouble. You are wonderful! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر